الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

207

الغدير ( فارسي )

ألا إنّنى أقلعت عن كلّ شبهة و جانبت غرقى ابحر الشّبهات شغلت عن الدنيا بحبّى معشرا بهم يصفح الرّحمن عن هفواتى - اين نكوهشگر ! زبان در كام گير كه من پند نگيرم . نه اين است كه توبهء پيرى گناه جوانى بزدايد ؟ - بر گذشتهء ، نارواى خود بيتابى نكنم ، ازيرا كه آينده اى تابناك و حسن دارم . - با وجود اين ، از شبهات گريختم ، از فرو رفتن درياى مهالك پرهيز گرفتم . - از دنيا رو برتافتم و دل به مهر كسانى سپردم كه به آبروى آنان خداى رحمن از گناهان من در گذرد . * و در آخر قصيده گويد : اعارض من قول الخزاعى دعبلا و ان كنت قد اقللت فى مدحاتى - در سروده هايم گر چه من در مدح و ثنا زبانى كوتاه دارم ، قصيدهء دعبل را استقبال نموده‌ام كه گويد : مدارس آيات خلت من تلاوة و منزل وحى مقفر العرصات ( 1 ) * در « انوار الربيع » ص 312 گويد : از صنعت بديع « استثنا » كه از آن لطيفتر گوش كسى درنيافته ، سرودهء ملك صالح « طلايع » است . امير ابن سنان را كه متولى و كارگزار او بود ، بپرداخت مالى وافر جريمه كرد ، و چون از عهده برنيامد ، توقيف شد ، از زندان نامه اى به ملك نگاشت و حق خدمت قديم و توافق در مذهب تشيع را ياد كرد . ملك صالح در پاسخ او نگاشت : اتى ابن سنان ببهتانه يحصّن بالدّين ما فى يديه برئت من الرّفض الَّاله و تبت من النّصب الَّا عليه - ابن سنان به من تهمت رفض بست ، تا بنام دين و مذهب ، گنجينهء اموال خود پاس دارد - از مذهب رفض بيزارم ، جز بپاسدارى او . از عداوت اهل بيت هم نادم و پشيمانم ، جز بر كين او . * ميزان جريمه شصت هزار دينار طلا بود ، دوازده هزار دينار آن را استيفا

--> ( 1 ) انوار الربيع 312 ، در « الرائق » چهل بيت قصيده ياد شده .